تبليغاتX
کلبه ابی من
یک حقیقت تلخ
:(

 

یک حقیقت تلخ

 

یه نفر خوابش میاد واسه خواب جا نداره, یه نفر یه لقمه نون برای فردا نداره

یه نفر میشینه واسکناساشومی شمره,میخواد امتحان کنه که تا داره یا نداره

یه نفرازبس بزرگه خونشون گم میشه توش, اون یکی اتاقشون واسه همه جا نداره

بابا می خواد واسه دخترش عروسک بخره, انتخابم می کنه پولشو اما نداره

یکی دفترش پرازنقاشی وخط خطیه اون یکی مداد برای آب و بابا نداره

یکی ویلای کنار دریاشون قصره ولی ,اون یکی حتی تو فکرش آب دریا نداره

یکی بعد مدرسه توپ چهل تیکه می خواد ,مامانش میگه اینا گرونه اینجا نداره

یه نفرواسه تولدش مهمونیه همه میان یکی تقویم واسه خط زدن رو روزا نداره

یکی هرهفته یه روز پزشکشون میاد خونش, یکی داره می میره خرج مداوا نداره

یکی انشاشو میده توی خونه صحیح کنن یکی ازبرشده دردو, دیگه انشا نداره

یه نفرمی ارزه امضاش به هزارتاعالمی,یکی بعدعمری رنج وزحمت امضانداره

یکی ازواحدای بالای برجشون میگه, یکی اما خونشون اتاق بالا نداره

یکی پول نداره تا دوروز به شهرشون بره, یکی طاقت واسه ی صدور ویزا نداره

یکی ازبس شومینه گرمه می افته ازنفس, یکی هم برای گرمای دساش ها نداره

یه نفرتمام روزاش پررنج وسختیه, هیچ روزیش فرقی با روزای مبادا نداره

بچه ایکه توچراغ قرمزامیفروشه گل ومگه درسومشقوشوروشوق ورویا نداره

یه نفرتمام روزا و شباش طولانیه, پس دیگه نیازی به شبای یلدا نداره

یاد اون حقیقت کلاس اول افتادم, دارا خیلی چیزا داره ولی سارا نداره

راستی اسمو واسه لمس بهتر قصه می گم, ملیکا چه چیزایی داره که رعنا نداره؟

بعضی قلبا اما دنیایی واسه خودش داره ,یه چیزایی داره توش که توی دنیا نداره

همیشه تو دنیا کلی فرق بین آدما, این قانون شده و دیروز و حالا نداره

آدما ازیه جا اومدن,همه می رن یه جا, اون جا فرقی میون فقیر و دارا نداره

کاش یه روزی بشه که دیگه نشه جمله ای ساخت,

با نمیشه ,با نمی خوام, با نشد, با نداره

 

 

کاش یه روزی بشه که دیگه نشه جمله ای ساخت,

با نمیشه ,با نمی خوام, با نشد, با نداره

 

مریم حیدر زاده

 

 

 

/ نوشته شده توسط نانی در یکشنبه بیست و سوم دی 1386 و ساعت 21:44 |
عید غدیر مبارک

 

سلام سلام به همه دوستای گلم

 

همه خوب هستین انشاالله مرسی منم خوبم

 

دوباره تنبل شدم دیر به دیر آپ می کنم الانم گفتم به مناسبت عید به روز کنم از 

 تنبلی دست بردارم دو روز تعطیلم دیگه اگه خدا بخواد.

 

1-    چهارشنبه عقد بهترین دوستم بود از اینجا بهش تبریک میگم مریم جون 

مبارک باشه  انشا الله که خوشبخت بشی

 عزیزم خیلی دوست دارم..خیلی ببخشید که نتونستم بیام .

 

2-    پنجشنبه این هفته عقد دختر عمه گلمه اونم مریم به اونم خیلی خیلی

تبریک میگم ایشااالله که خوشبخت باشه و هر جا هست شاد و سربلند.

 

3-    خدا سن سنای سومین مریم که می خواد عقد کنه رو به خیر بگذرونه

 

4-یه چند وقته دلم همش شور میزنه میگم نکنه دارم اشتباه میکنم...

 به هر حال نمی دونم چی میشه امیدوارم به خوبی تموم بشه

 

۵-دلم واسه سارا جونم خیلی تنگ شده.. 

 

۶- وبلاگ مشترک من و نمکی شروع به کار کرد...با اسم نانی

 

فردا عید همه سیداست به همشون از اینجا تبریک میگم مخصوصا"

به دوست گل خودم که خیلی دوسش دارم

عیدت مبارک عزیزممممممممممم

 

به بقیه دوستان همراهان گرامی کلبه آبی هم این عید سعید و فرخنده غدیر

  و تبریک و تهنیت عرض می کنم (مثه برنامه های تلویزون شد) 

خوب مثل اینکه خیلی حرف زدم

 

در آخر برای همگی در این روز عید آرزوی سلامتی و سعادت می کنم

 

عید همگی مبارک...

 

/ نوشته شده توسط نانی در جمعه هفتم دی 1386 و ساعت 12:15 |